تبليغاتX

وقتی که باد،پنجره رابازکردورفت/باران نشست دفترمن رامرورکرد

باران زده

جمعه پانزدهم آبان 1388

مثل من

والموت يعشق فجأة ، مثلي ..

والموت ، مثلي ، لايحب الإنتظار !


محمود درويش

مرگ هم مثل من ناگهان عاشق می شود

ومثل من انتظار را دوست ندارد ...

...

تب داشتم نمیدانم چند درجه بود اما انگار کسی تابم میداد میان زمین وهوا

وهیچ کس نمی خواند :تاب تاب عباسی      خدا منو نندازی

انگار پرتاب شدم وتو نبودی که دستم را بگیری شاید هم بودی وخودت رهایم کردی


22:13 | پرنیان |

جمعه یکم آبان 1388

آقای آهوها

رفیق عازم سفر!فقط سلام راببر

سفارش مریض حضرت امام را ببر

سلام نسخه را ببر ،ببین دوا نمی دهد

از او بپرس این مریض را شفا نمی دهد

 

بعدالتحریر

یک/آیینه‌وار بودیم همراز سینه صافان

    آن آهنین دل آمد درهم شکست مارا

دو/ یعنی من از آن کبوتران حرم کمترم که هرروز نگاهشان می کنی ؟

  برای شما رحم که سخت نیست ،رحم کن آقای آهوها


21:37 | پرنیان |

چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388

مرثیه ی روزهای حاضر

آزادى، برابرى انسانها، عدل اجتماعى، خودآگاهى افراد جامعه، مبارزه با كژى و زشتى، ترجيح آرمانهاى انسانى بر آرزوهاى شخصى، توجه و ياد الهى، نفى سلطه‌هاى شيطانى و ديگر اصول اجتماعى نظام اسلامى و نيز اخلاق و رفتار شخصى و تقواى سياسى و شغلى، همه و همه ملهم و زائيده‌ى آن جهان‌بينى و برداشت كلى از جهان و انسان است. اسلام نظامهاى مبتنى بر زور و قلدرى و زاينده‌ى ظلم، جهل، اختناق، استبداد، تحقير انسان و تبعيض نژادها، ملتها، خونها و زبانها را رد مى‌كند و غلط مى‌شمرد، و با هر آن نظام و كس كه به ستيزه‌ى نظام اسلامى كمر بندد، با شدت و مقاومت مى‌ستيزد، و بجز آنان با همه‌ى انسانها - چه هم كيش و چه ناهم كيش - به محبت و مساعدت امر مى‌كند. بر چنين پايه‌ها و با چنين هدفهايى انقلاب اسلامى در ايران پديد آمد، و نظام جمهورى اسلامى را بنا نهاد. بسيارى پيدايش انقلاب اسلامى در بهمن 57 را ريشه‌جوئى كرده، و بسيارى به خطا در فهم درست اين مسأله دچار شده‌اند(+)

بعد التحریر

یک/به درستی این کلمات شکی ندارم

دو/آدمیزاد است واشتباهاتش . گناه می کند وباز می گردد .اشتباه می کند وتاوان می دهدهمه ي ما گناه مي كنيم و همه ي ما مي گوييم:  اياك نستعين . من گناه كردم و من بيشتر از ديگري! بيشتر از تو گناه كردم وخیالی نیست که تونیستی ونبودنم را می خواهی ناراحت نیستم از این که چرا این طور شد وآن طور نشد .از تنهایی هایم ناراحت نیستم وغصه نمی خورم که چرا هیچ کس حال مرا نمی فهمد .چراهيچ کدام از دوستانم حتي نزديكترينشان هرگز متوجه  نمی شوند كه من نيستم ،غايبم و بيمارم يا احساس بيماري مي كنم! اصلا چرا گفتم نزديكترينشان؟! اگر نزديك بود كه مي دانست!

 


15:35 | پرنیان |

سه شنبه چهاردهم مهر 1388

شاعر! به چشمهاي خودت اعتماد كن

يك، دو، سه...، هفت ماشة وحشي، صداي تير
شليك هفت گربة ناشي به سمت شير
شيري كه مرد قصة من مي‌شود و بعد
سر مي‌خورد به سمت زمين سرد، سر به زير
يك لحظه گرگ و ميش هوا سرخ مي‌شود
از خون منتشر‌شده بر سينة اسير
٭٭٭
شاعر نشست، خيره به مردي كه مرده بود
در دل نهيب زد به خودش، نه! به روح شير:
تاريخ رد‌ّ پاي تو را گم نمي‌كند
آسوده باش غيرت پنهان من! بمير
٭٭٭
هر چند شوق ساختني از دوباره نيست
هر چند تازيانه زد اين فصل ناگزير
شاعر! به چشمهاي خودت اعتماد كن
انگشتهاي يخ‌زده را دست كم نگير
جواد کلیدری

..........

بعد التحریر نوشتنم نمی آید

وقتی بخواهی حرفی را بزنی که خفیه نویسان  قبله عالم را خوش نمی آید ترجیح می دهی هیچ نگویی

وهیچ می شود همه چیز

شما از میان این هیچ ها دردهای نگفتنی را بخوانید



19:33 | پرنیان |

دوشنبه ششم مهر 1388

جمال چهره تو

خیال روی تو در هرطریق همره ماست

نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند

جمال چهره تو حجت موجه ماست

بعد التحریر

۱/ فردا ۶۸ ساله می شوی میرمن ،متولد ماه مهر ومن ناتوانم از گفتنت وخلق از شنیدنش  

"قل فلله الحجه البالغه " بگو دلیل رسا برای خداست وتو رساترین دلیل خدایی برای مهربانی

۲/بعد از ۳ ماه راز اینهمه خباثت را دریافتم .از چشمهای دریایی ات می ترسند، آقا

به چشم هایشان نگاه کن به لانه ماران می ماند .۲۰ سال خانه نشینت کردند چون می دانستند

اگر تو باشی سکه قداستشان از اعتبار می افتد .اما تو آمده ای که مارا برهانی .بمان سید

۳/"کارشان به جایى رسیده است که تحمل وجود یک پیرمرد روحانىِ فلج را هم که باید روى چرخ راهش ببرند، ندارند. کسى مثل شیخ احمد یاسین را نمى‏توانند تحمل کنند. ... خیال مى‏کنند این سیاست به جایى خواهد رسید. روزنامه مى‏بندند، مطبوعات را توقیف مى‏کنند؛ از این‏جا بگیرید تا کشتار مردم" (کبرمقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون ) کاش لااقل  افاضات خودتان به یادتان می ماند

۳/نظر قطعی ام را شب ۲۳ ماه رمضان از زبان آیت الله امجد شنیدم همان که عالم است وکلامش برای من دلیل

"کونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً" .دشمن ظالم باشید .این است علی (ع).این است مکتب.

"اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الضمآن ماءً" کردارشان چونان سرابی است که تشنه آب می پنداردش

دیدیم که رایت علی سبز

معجون هدایت علی سبز

درچمبر آسمان آبی

خورشید ولایت علی سبز(+)



21:32 | پرنیان |